تبليغاتX
SPF

SPF

ستاد بررسی سن پرتقال فروش !

 

باسمه تعالي

1- نظر به افزايش چشم گير تدابير امنيتي در سطح شهرها و ايجاد ناآرامي هاي بي سابقه در خيابان ها ، ستاد بررسي سن پرتقال فروش هر گونه رابطه ي حقيقي و حقوقي و نيز حمايت مستقيم يا كج تقيم خود را از بولدوزرهايي كه در حين عمليات حفر خندق با انواع پارچه هاي سبز و يا مخملي موجبات تحريك اذهان عمومي را فراهم كرده اند، تكذيب نموده و اعلام مي دارد كه تهيه و صرف انواع نان به نرخ همان روز را از اصول اوليه و جزء لاينفك اساسنامه ي خود مي داند و لاغير ...
تبصره : شايان ذكر است كه مصرف انواع نان هاي فانتزي ، باگت و كلا اين جور قرطي بازي ها! در اساسنامه ي مذكور اكيدا ممنوع اعلام شده است .

2- با توجه به افزايش چشم گير چالش هاي اخيري كه براي پرتقال فروش هاي محترم و محترمه ، توسط نهادهاي قانوني و ذيصلاح ايجاد شده و دستگيري تني بسيار چند از كسبه ي فضاي مجازي ، هيئت مديره ي ستاد كه شامل يك مدير كل مي باشد و بس! طي جلسات شور اضطراري و چند صد فوريتي خود به اين نتيجه رسيد كه اصولا مقوله ي به چالش كشيده شدن، شتري است كه دم در دكان تمامي پرتقال فروش هاي مقيم نت خواهد خوابيد و احيانا بعيد هم نيست كه نام برده بيدار شود و به سمت اندروني دكان نيز هجوم آورد و پرتقال ها به ويژه كال هايش را مصادره كند برود پي كارش خلاص ...!!!
( نمونه اش مصادره ي ناگهاني پرتقال هاي رسيده و البته آبدار دكان باهار نارنج خودمان ! )
لذا فعاليت هاي ستاد تا اطلاع بعدي محدود به كمك رساني به بيل ميكانيكي و بولدوزرهايي خواهد شد كه همچنان وظيفه ي خطير حفاري اقسام چاه و خندق در سطح معابر عمومي به ويژه پياده روها علي الخصوص روبروي خانه ي سالمندان و مهدهاي كودك را بر عهده دارند ...
تبصره : فعاليت كمك رساني ستاد، شامل احوال بولدوزرهاي ذكر شده در ماده ي شماره ي يك نخواهد شد.

3- منتظر به روز رساني هاي بعدي ما باشيد ...

پي نوشت :
دكان تازه تاسيس باهار نارنج خودمان را اينجا بخوانيد .

با تشكر
مدير ستاد بررسي سن پرتقال فروش
(spf)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 4:16  توسط مدیریت spf  | 

 

جا دارد قبل از هر چیز افزایش شانصد درصدی انواع بولدوزرها و جرثقیل های قدرتمندی که وظیفه ی حفر خندق و ایجاد ناهمواری در سطح معابر عمومی و پیاده روهای شهری را بر عهده داشته و دارند و خواهند داشت را به تمامی ملت شریف و غیور ایران زمین تبریک و تهنیت عرض بنمایم .

  و اما معرفی پرتقال فروش نما :

نام پرتقال فروش نما : موسیو گلابی

تحصیلات : مهندس و فوق لیسانس !!!

نشانی دکان : اینجا

شخصیت های مورد علاقه :

  1. احسان قائم مقامی ( به دلیل موفقیت هایش در عرصه ی شطرنج )
  2. ملت های همیشه در صحنه ( بدون در نظر گرفتن تابعیت )
  3. هر هنرپیشه ی زن خارجی به غیر از جسیکا آلبا ( مثلا هیلاری داف )
  4. احمدی نژاد ( این که دیگه دلیل نمی خواد IQ )

سیاست مدار مورد علاقه :

  1. علی کردان
  2. ( همان کردان کفایت می کند )

خواننده ی مورد علاقه :
برادر شهرام شبپره !

میوه ی مورد علاقه :
بلال ( احیانا سخندان باشد بهتر است ! )

تفریح سالم مورد علاقه :
سفر به سانفرانسیسکو ( نمی دانم جعفرپور را می شناسد یا نه ؟!!! )

غذای مورد علاقه :
احتمالا سیب زمنی پخته ( به فتخ میم! ) ( این رو از روی شم پرتقالی ام حدس زدم )

 

 توضیح واضحات :

موسیو گلابی همسر مادام گلابی یکی از پرتقال فروش نماهایی است که از اوایل مهر ماه سال جاری به صورت کاملا حرفه ای فعالیت گلابی فروشی خود را به شکل مخفیانه و غیر قانونی آغاز کرده است . گفته می شود که او در این کار از شگرد براندازان نرم بهره ها برده و گلابی هایش را در زیرزمین یک دکان پرتقال فروشی ( واقع در یک جایی در تویسرکان!) آن هم به قیمتی سرسام آور به مشتریان عرضه می کند !
به گزارش خبرگزار کذائی ستاد، موسیو گلابی اخیرا به برخی از شطرنج بازی های خود اعتراف و ادعا کرده است که صاحب یک فقره مکان ( غالبا بی ناموسی ) آن هم در قلب تهران شده است !
( منبع خبر را در اینجا مشاهده بفرمایید )
با این وجود گفته می شود که او بارها و بارها از افتادن قلب خود در کف پایش خبر داده و تمامی پزشکان را شگفت زده کرده است !
موسیو گلابی علی رغم محبوبیتش در بین مشتریان گاهی اوقات شاهد پرتاب بلال های گندیده ای به دکانش بوده است . بر این اساس باز هم به گزارش همان خبرگزار کذائی ، فردی به نام بلال حدود خیلی روز پیش به دادگاه صالح محل اقامت موسیو رفته و از وی بسیار شکایت ها کرده است . از جمله اتهامات وارده بر موسیو می توان به دخالت در امور ناموسی ، افشای خبر خواستگاری از یک ترشی کاملا جا افتاده ، تهمت شطرنج بازی زدن و ... نام برد !!!
موسیو بر این باور است که آب را نباید هر جایی ریخت . شاید هم بر این باور باشد که آب را نباید هر جایی و در هر زمانی ریخت ! به عقیده ی او 13 آذر ، 7 فروردین ، 21 اردیبهشت و 24 بهمن زمان های مناسبی برای ریختن آب هستند که البته فهمیدن دلائل این ادعا را مشروط بر زور زدن در خلوتگاه های خانگی دانسته است .
او همچنین طی بیانیه ای اعتراض خود را نسبت به رواج بازی های بی ناموسی ای نظیر خاله بازی و دکتر بازی رسما و کتبا اعلام نموده و خواستار ترویج بازی هایی چون همجنس بازی شده است !

متن اعتراض ( بدون هر گونه دخل و تصرف ) : 

به نام خدا
ریاست محترم
با سلام
نظر به اینکه این بازی ها به خاطر عدم توجه به مسائل ناموسی اعتراض خود را از مسئولین ترویج بازی های فوق را دارم انشااله با ترویج جنابعالی در بازی همجنس بازی را موفق باشد .

 در آخر خاطر نشان می کنم که موسیو گلابی اختراع واژه ی کسورات و نیز فرو کردن چندین و چند هندوانه در ناکجا آباد افراد و نیز پیدا کردن کفش های سهراب سپهری را از جمله افتخارات خود می داند .

( جهت کسب اطلاعات بیشتر به دکان موسیو گلابی واقع در همان جا که گفتم مراجعه بفرمایید )

 
پی نوشت :

۱. پرونده تخلفات این پرتقال فروش نما هم اکنون توسط مامورین مجرب ستاد در دست رسیدگی است.
۲. کامنت هایی که برای دوستان گذاشتم یکم ترسناک بود . قبول دارم
۳. هرگز نشه فراموش ، لامپ پرتقال فروشی خاموش ...

 

با تشکر
مدیر ستاد بررسی سن پرتقال فروش (spf)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 3:25  توسط مدیریت spf  | 


                                                   از دفترچه خاطرات مدیر ستاد

صبح یک چهارشنبه ی کذائی :

بیدار که می شوم صدای خرناسه های خروس محل مان را می شنوم ! طفلکی خواب است هنوز ... شال و کلاه نداشته ام را تنم می کنم و به قصد ثبت نام دانشگاه راهی بیابان !!! ببخشید خیابان محله مان می شوم . راننده ی تاکسی اصولا یا در خواب رانندگی می کند و یا هنوز گرفتار اثرات آب شنگولی دیشب است . فرمان را به من می دهد و خودش با نهایت سخاوت زحمت پدال ها را می کشد . دنده  هم که به گمانش اوتومات شده است و عمرا دست به طرفش نمی برد! باور کنید شوماخر هم نمی تواند این گونه شگفت انگیز براند ! ( آقای راننده یک هنرمند است ... )
نهایتا باری تعالی یکی دیگر از انوار رحمتش را نثار بنده ی سراپا تقصیر می کند و ملاقاتم با حضرات نکیر و منکر را به تاخیر می اندازد . کرایه را که حساب می کنم خیابان برایم ناآشناست !!! مغازه ها ، دست فروش ها و مسافر کش ها همه سر جای همیشگی شان هستند ولی خیابان نه ! آن خیابانی که من تا دیروز می شناختم میدان داشت ! درخت داشت ! گل داشت ! بلبل داشت ... با خودم می گویم میدان را که نمی شود یک شبه تبدیل کرد به چهارراه ! آن هم با کلی درخت و گل و سنبل !!! مغازه ها را هم قاعدتا نمی شود جابجا کرد . ولی خب حالا که شده! ( شهردار یک هنرمند است! )
خلاصه به ساختمان چشم نواز دانشکده ی معماری دانشگاه آزاد شیراز واقع در خیابان جناب قاآنی می رسم . هر کس که از بد روزگار گذارش به آنجا بیفتد خودش خواهد فهمید که معمار دانشکده ی معماری دانشگاه آزاد شیراز واقع در خیابان جناب قاآنی بدون شک! یک هنرمند است !!! خدا را شکر می کنم که معماری نمی خوانم ، و الا من هم یک هنرمند می شدم ...
نگهبان راهنمایی ام می کند و به طرف امور مالی واقع در طبقه ی پنجم آن هم به کمک تکنولوژی پلکان! حرکت می کنم . از پلکان محترم که بالا می روم به جان شما هیچ احساس غریبی مثل احساس خفگی یا تردد در پله های زندان گوآنتانامو و یا مثلا حس نفله شدن و نظیر آن را ندارم !!! حتی وقتی به طبقه ی پنجم می رسم و از کاغذ روی در می خوانم که برای ثبت نام به طبقه ی اول مراجعه نمایید ... !!! جالب تر اینجاست که در کنار تابلوی امور مالی و ثبت نام در طبقه ی اول نوشته است لطفا برای ثبت نام مراجعه نفرمایید !!! وارد می شوم و کاملا خونسرد و آرام سوال می کنم :

_ ببخشید پس برای ثبت نام به کجا مراجعه بفرماییم ؟؟؟

گویا ثبت نام از این ترم فقط و فقط الکترونیکی شده و کلاس کار دانشگاه ها کلی بالا می باشد ! چانه هم می زنم اما می گویند دانشگاه دکان بقالی نیست و برو پی کارت بچه !!! برای ثبت نام الکترونیکی ملت کارت لازم است . یک راست می روم بانک ملت و عاجزانه تقاضای یک عدد ملت کارت می کنم! دو ساعتی با همشهریان عزیزم در صف، قطار بازی می کنیم تا این که نوبت به من می رسد . چیزی به جز دو فقره فرم بدریخت نصیبم نمی شود ...

صبح یک پنج شنبه ی کذائی :

فرم ها را پر کرده ام . مدارک را هم آماده . راهی بانک ملت می شوم . همه خوشحال و پرنشاط مشغول قطار بازی هستند ! می دوم داخل و می گویم : منم بازی ، منم بازی ... این بار بازیمان بیشتر از قبل به طول می انجامد . رئیس محترم بانک روی صندلی چرخ دار و چرمی راحتش نشسته است و با طمانینه از قطع شدن سیستم بانک خبر می دهد ! همشهریان عزیز هم هیچ خونشان کثیف نمی شود و به جناب رئیس دلداری داده مدام می گویند خاک بر سرت... ببخشید می گویند فدای سرت ...!!! عقربه ها ساعت دوازده و نیم را نشان می دهند و جناب رئیس هم کتش را می پوشد و بازی را تمام شده اعلام می کند . سیستم هم هنوز وصل نشده است و ملت کارتی هم در کار نیست !

صبح یک جمعه ی کذائی :

تمام مملکت تعطیل است! همراه اول هم SMS نمی دهد . به گمانم او هم تعطیل است !!!

صبح یک شنبه ی کذائی :

 پس فردا آخرین مهلت ثبت نام است و بانک ملت هم می گوید ده روز دیگر کارت می دهیم! یکی از دوستان شفیق شماره حساب ملت کارتش را میدهد و می گوید پول را به این حساب واریز کن تا برایت ثبت نام کنم . خدا جد و آبادش را بیامرزد .  

صبح یک یکشنبه ی کذائی :

 در کافی نت هستم . به همراه دوست شفیق . نیم ساعتی می شود که سایت دانشگاه را طلب می کنیم اما سایت بالا نمی آید . فردا صبح انتخاب واحد است . هنوز نمره ی چند درس را نزده اند . ثبت نام هم تا نکنی حق نداری لیست دروس ارائه شده و اساتیدشان را رویت کنی . گیشه ی کافی نت کنتور می اندازد ! ما هنوز نشسته ایم و سایت همچنان بالا نمی آید ...

                                                                                                                  پایان

 با تشکر از هنرمندی های دانشگاه آزاد اسلامی ، اساتید محترم ، دست اندکاران امور ثبت نام و برنامه ریزهای دانشگاه و نیز سامانه ی قدرتمند مروارید که وظیفه ی خطیر طراحی سایت دانشگاه آزاد شیراز را به عهده گرفته و در این راه پله های ترقی را یکی یکی طی کشیده... ببخشید طی کرده است ...!!!

 پی نوشت :

هنرمند همان پرتقال فروش می باشد ولاغیر .
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:56  توسط مدیریت spf  | 


شعار هفته :

اگر خدایی ناکرده ! ادعای روشنفکری و آزاد اندیشی کرده اید ، خواهشا ظرفیت خود را بالاتر ببرید .

 

نقطه سر خط

در راستای عملیات گسترده ی مدیران اجرایی ستاد در اطراف پرتقال فروشی باهار نارنج تایرها و شیشه های بولدوزر اعزامی ستاد دچار آسیب دیدگی جدی گشته است . لذا تا اطلاع ثانوی امکان کمک رسانی به احداث گران خندق در سطح معابر عمومی و پیاده رو های خیابان های شلوغ وجود ندارد !

 

و اما پرتقال های به فروش رفته :

 

نام پرتقال فروش : حامد

حرفه ی اصلی : دندانپزشکی

نشانی پرتقال فروشی : اینجا

علاقه مندی ها :

  1. مهاجرت به کانادا
  2. مهاجرت به کانادا
  3. فراگیری گیتار !

ویژگی های اخلاقی : غیر قابل ذکر !!!

 

معرفی نامه :

دکتر حامد الف ، پرتقال فروشی است حرفه ای و کهنه کار . او از نخستین کسانی است که توانسته است به تنهایی بر خاک پوک رژه رفته و با آقای چهار ملاقاتی شبانه داشته باشد ! با این وجود او پرتقال هایش را به کشورهای بیگانه ای چون آلمان و فرانسه نیز صادر کرده و از خاطرات صدارت اعظمی خود چاخان ها گفته است !!! همچنین به گزارش خبرنگار اعزامی ستاد ، یکی از مشتریان قدیمی دکان حامد ، به نام آقای میم ! در رابطه با نحوه ی برخورد این پرتقال فروش با مشتریان چنین می گوید :

_ بارها دیده ام که این پرتقال فروش بی رحم مشتریانی را که نسبت به قیمت بالای پرتقال ها اعتراض داشتند و یا مشغول به چانه زنی بوده اند را بمباران! و آن ها را با زخم و زبل های فراوان راهی بیمارستان کرده است .

با این وجود گفته می شود که ساکنان ساختمان روبرویی از دقت و حساسیت ایشان نسبت به ریزش سنگ های ساختمان تشکر و قدردانی کرده اند !!!

این گران فروش هم اکنون یک کتاب با نامی شبیه به ( پرتقال فروشی قشنگ نیست! ) را در دست چاپ دارد .

 

و اما از خبری که هم اکنون به دست یکی از خبرنگاران مجرب ستاد رسیده است مطلع شوید :

گزارشات حاکی از آن است که به محض ادعای اخیر جناب حامد مبنی بر بازگشت آن هم با خبرهای خوب! خبرنگار همواره فضول spf   تحقیقات گسترده ی خود را آغاز کرده و پس از چند روز مکاشفه و مباحثه توانست از زیر و زبر خبر معهود مطلع شود ! او پس از اخذ مبلغ هنگفتی از مدیران ستاد بالاخره این خبر را فاش کرد و این گونه گفت :

_ خبر خوبی که جناب حامد اخیرا از آن دم زده است چیزی نیست جز پیدا شدن گمشده در بزرگراه ...!

 

و اما بشنوید از اظهارات مشتریان در غرفه ی وقت گذرانی :

 

آقای ز : ایشان طی اقدامی بی سابقه به جناب حامد اتهامی سنگین وارد کردند! در همین راستا وکیل مدافع آقای حامد ادعا کرده است که این وصله ها به موکلشان نمی چسبد و جناب ز باید در دادگاه پاسخ گو باشد .

 

خانم پ : این مشتری دروغ را عامل اصلی گران فروشی در بین پرتقال فروشان می داند و ادعا کرده است که دیگر حاضر نیست در ایران پرتقال خریداری کند! ایشان همچنین پرتقال فروش ما را تهدید به بروز مشکلات خاص و پیچیده ای کرده است که در صورت عدم کاهش قیمت ها ایجاد خواهد شد !

 

آقای عین ح : ایشان نیز بر اتهام آقای ز پافشاری ورزیده و مدعی شده اند که قصد به چالش کشیدن جناب حامد را دارند !

 

خانم میم : خانم میم با جسارت تمام اعلام کرد که دست هایش را با خانم پ در یک کاسه گذاشته است و از آقای حامد خواسته که تهدیدات اخیر را جدی بگیرد .

 

فردی ناشناس با شناسه ی نگاهی نو ، نیز در رقابت با خانم میم و جهت به چالش کشاندن هرچه بیشتر جناب حامد ، خود را از فدائیان گروهک مخوف اتهام چسبانی اعلام کرده اند و همچنین برای عدم نفوذ مو در لای درز عملیات اخیرشان ! در اقامتگاه آینده ی جناب حامد ( کانادا ) مستقر شده اند.

 

خانم الف : ایشان نیز که به نظر می رسد جاسوس اعزامی آقای حامد باشند اطلاعات دست اولی را بدست آورده اند . خانم الف پیش بینی می کند که عملیات اخیر در خیابان میرداماد صورت خواهد گرفت! لذا دشمنان احتمالی را تشویق به رفت و آمد در این خیابان کرده است ، آن هم با تاکسی!

 

واو : واو از همان قربانیانی هستند که بر اثر اعتراض به قیمت بالای پرتقال ها راهی بیمارستان شده اند! به گزارش خبرنگار فضول ستاد ، دائی ایشان نیز زمانی هدف آماج بمب های آقای حامد قرار گرفته و به سرعت به سمت فرانسه متواری شده است .

 

جناب الف هم معتقد هستند که حامد نباید از عملیات در حال وقوع ترسی به دل راه دهد بلکه بهتر است بعدها تجربیات این عملیات را هم به رشته ی تحریر درآورد .

 

آقای صفا : ایشان به طرزی مشکوک و البته کاملا محرمانه از ویژگی های بمب هایی گفته اند که قرار است به زودی بر سر جناب حامد بی زبان فرود آیند . این اوصاف عبارتند از : پیدایش ابری خاکستری و سرما زا پس از انفجار بمب . جناب صفا زمان عملیات را فصل پاییز تخمین زده اند !

 

خانم نون هم در حین تمرین برای عملیات اخیر آقای حامد را تهدید می کنند .

 

فردی ناشناس با شناسه ی افرا و پاییز : ایشان نام فرمانده ی عملیات را فاش کرده و نیز اتهامتی هم به مدارس غیر انتفاعی و تلویزیون ملی وارد کرده اند که قابل پیگیری است .

 

یکی دیگر از قربانیان زخم و زبل خورده به نام رضیه : ایشان در وضعیتی بحرانی و وخیم مشغول هذیان گویی بودند که از هوش رفتند !

 

خانم سین : این خانم جمله ای بسیار مجهول المعنا و مشکوک الاحوال بیان کرده اند که کارشناسان اعزامی ما کماکان مشغول بررسی و کنکاش آن می باشند !!!

 

خانم ب نون ( پرتقال فروش قبلی ) : ایشان شدیدا مشغول گریه کردن بودند و نتوانستند چیزی به زبان بیاوردند . ( لازم به ذکر است که افراد ستاد spf  به ایشان دستمال کاغذی تعارف کردند ولی ایشان نپذیرفتند !!! )

 

آقای ب : ایشان از رزمایش گروهک مخوف اتهام چسبانی خبر داده و به جناب حامد هشدار داده اند که این گروهک هیچ گونه مسئولیتی در قبال دندان های شکسته ی دیگران ندارد !

 

جناب متکلم : به نظر می رسد که او نیز از اعضای گروهک باشد . در عین حال از افزایش تعداد جاسوسان موتور سوار آقای حامد خبر می دهد و همچنین از استمرار رزمایش های مداوم گروهک اظهار نارضایتی کرده است .

 

و در آخر آقای عین به پرتقال فروش گران فروش ما پیشنهاد تبادلات نامعلومی داده اند که محتویات آن بر ما هویدا نیست .

 

نتیجه گیری :

ستاد تحقیقاتی spf پس از بررسی های میدانی و چند جانبه ی خود و با کمک جرثقیل های اهدایی انجمن مبارزه با پرتقال فروشان مقیم مرکز! نتایج تفحصات و کنده کاری های شبانه روزی خود را اعلام می دارد :

 

با توجه به شواهد و مواهد به دست آمده ، جناب حامد خان پرتقال فروش به علت پرتاب بی وقفه ی پرتقال های گندیده اش به سمت سایرین و نیز اقدامات خلاف قانون خود ، شخصا سبب پدید آمدن دشمنان متعدد و غضبناکی شده است که امروز با نام مستعار ( گروهک مخوف اتهام چسبانی ) هدف اصلی و غایی خود را سرنگونی این پرتقال فروش به همراه پرتقال هایش می دانند .

 

برخی از اقدامات و پرتقال پرانی های آقای حامد عبارتند از :

_ رد و بدل کردن مشروبات الکلی در مجالس و به هم ریختن مجلس عروسی آشنایان !

_ همکاری در عملیات مخوف جعل امضای استاد بخش ارتودنسی !

_ توهین و افترا به شهرداری محترم منطقه ی فلان! آن هم به خاطر یک درخت ناقابل!!!

_ توهین و تمسخر مدیر اجرایی کنگره ی سالانه ی چهل و هشتم ، که منجر به شکایت ایشان از آقای حامد نیز گشته است .

و بسیاری اقدامات ناجوانمردانه ی دیگر که به دلیل مسائل امنیتی حفاظتی از بیان آنها معذوریم .

 

با تشکر

مدیریت ستاد تحقیقاتی بررسی سن پرتقال فروش ( spf )

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 17:11  توسط مدیریت spf  | 

SPF   ستادی است خصوصی و تحقیقاتی ، که از هم اکنون فعالیت خود را با مدیریت شخص بنده آغاز کرده و در راستای به چالش کشیدن هر چه بیشتر پرتقال فروشان مقیم مرکز و حومه ، در تلاش و کنکاش شبانه روزی به سر می برد . شایان ذکر است که این ستاد در جهت ارتقاء هرچه بیشتر سطح کیفی دستاوردهای خود پذیرای اعضای کوشا و علاقه مندی است که پس از بررسی و تحقیق به ما خواهند پیوست .

 

پی نوشت :

ستاد تحقیقاتی اس پی اف مراتب سپاس و قدردانی خود را نسبت به بولدوزرهای محترمی که وظیفه ی خطیر حفر خندق و گودال در سطح معابر عمومی را بر عهده داشته اند به جا آورده و ترکیدگی لوله های آب و نیز کابل برگردان مخابرات در محله ها را برایشان آرزومند است .

 

و اما پرتقال های تازه به فروش رسیده :

 

نام فروشنده : باهار نارنج

نشانی پرتقال فروشی : اینجا ( پست مربوطیت )

ویژگی اخلاقی : خودت را هم بکشی تحویلت نمی گیرد !

سن و میزان تحصیلات : خدا داند ...

سایر موارد : مجهول الحال !

 

باهار نارنج از پرتقال فروشان کهنه کار و با تجربه ای است که سالهای سال محصولات پرورش یافته در حیاط خلوت خانه اش را راهی خانه های مردم کرده است . عده ای از مشتریانش معتقدند که او پرتقال هایش را گاهی گران تر از سایرین فروخته و در عین حال اعتنائی به اعتراضات آن ها نکرده است ! در مقابل گروهی از مشتریان پر و پا قرص ادعا کرده اند که پرتقال های باهار نارنج چنان آب دار و شیرین هستند که عرضه ی آن ها با قیمت پرتقال های سایرین منصفانه نیست !

بنابراین ستاد تحقیقاتی SPF  دو فقره از بولدوزرهای نیرومند خود را به محل فوق الذکر فرستاده تا کنکاش لازمه را به عمل آورند و هم زمان یک عملیات کابل برگردان مبسوط هم ، در مقابل دهنه ی پرتقال فروشی مذکوره آغاز کنند .

تحقیقات به عمل آمده تا به الآن حاکی از آن است که یک زن و شوهر با نام های گودرز و شقایق ! مدتی قبل در محل حاضر و پس از مطلع شدن از وضعیت قیمت ها در حجره ی باهار نارنج دچار شک آنی شده و مشاجره ی سختی برپا کرده اند . به گفته ی کارشناسان اعزامی ، این مشاجره تا کنون تلفات جانی در پی نداشته و تلفات مالی این واقعه هم از حیف و میل گشتن یه کارتن پرتقال فرد اعلی تجاوز نمی کند . در همین راستا خبرنگارهای مجرب ستاد دست به کار شده و از مشتریان حاضر در محل پرس و جو کرده اند.

 

آقای ح سین : ایشان اعتقاد دارند که قبل از هر چیز می بایست ضریب هوشی این زوج خشمگین  توسط یک عدد قوطی و یک قورباغه سنجیده شود و سپس پیگیر کنکاش ماجرا شد!

 

خانم میم ( پرتقال به دست ) : ایشان مطالعه ی بیش از اندازه ی مجله ی مرحوم صابری را دلیل اصلی وقوع این حادثه دانسته اند و نیز ابهاماتی در رابطه با نام اصلی زوجه را مطرح نمودند که ممکن است خود عامل اولیه ی بروز اختلاف باشد . همچنین ایشان در ادامه لطیفه ای تعریف می کنند که خبرنگار اعزامی ستاد از بیان آن امتناع ورزید .

 

خانم شین ( آتش بیار معرکه ) : ایشان در حال جمع آوری هیزم برای شعله ور کردن آتش بودند که توسط ماموران اتحادیه ی صنف پرتقال فروشان مقیم مرکز دستگیر شدند !

 

آقای عین ( مفسر فلسفی ) : آقای عین قدرت و عشق را در مقابل هم دانسته و ادعا می کند که تقابل این دو عنصر با ارزش، در طول تاریخ و به ویژه از زمان تاسیس حکومت اشکانیان همواره عامل اصلی بروز فساد در جوامع بشری گشته است . بر این اساس احتمال می رود که نرخ قیمت پرتقال ها بهانه ای بیش نبوده و پایه های این درگیری بر مبنای خیانت یکی از طرفین بنا شده است . همچنین ایشان برابری زن و مرد را راه کاری برای جلوگیری از این قبیل وقایع ناگوار دانسته و ادعا می کند که تا انتها به همراه باهار نارنج مغز مشتریان را خط خطی خواهد کرد ... !

 

فردی ناشناس با شناسه ی شبیخون هم ادعا کرده است که به تازگی مالک یک دهنه پرتقال فروشی مجلل شده است !!!

 

آقای میم نون ( پرتقال فروش ) : این پرتقال فروش با تجربه که برای خبرنگار ما هم نا آشنا نبود ، بی محابا چند پرتقال لهیده را برداشته و با تمام قدرت به سمت حجره ی باهار نارنج پرتاب می کند! کارشناسان هنوز از علت این اقدام غیر مترقبه ی آقای میم نون مطلع نشده اند و تنها بازگو کرده اند که باهار نارنج و آقای عین در جهت مقابله ی به مثل با ایشان تا کنون شصت گونی! پرتقال گندیده به سوی دکان آقای میم نون رها کرده و هنوز هم دلشان خنک نشده است !

 

و اما نظر کارشناس حقوقی ستاد :

بر اساس شواهد و مدارکی که تا به حال در پرونده ی این زوج متخلف به ثبت رسیده است گونه ای از اختلال در اماکن عمومی توسط زوج گودرز و زوجه شقایق صورت گرفته که خود می تواند برای هر کدام از شش ماه تا دو سال حبس تعزیری در پی داشته باشد . با این حال چنانچه اعمال متهمین به گفته ی خبرنگاران بر اثر جنون آنی ناشی از مشاهده ی نرخ قیمت های شاکی ( باهار نارنج ) بوده باشد و این امر در صحن دادگاه توسط وکیل مدافع متهمین اثبات شود حکم حبس تعزیری ملغی تلقی خواهد شد . اما در هر حال خسارات وارده بر پرتقال های شاکی پرونده می بایست بر اساس قاعده ی مسئولیت مدنی اشخاص تمام و کمال پرداخت شود .

 

و نیز ایشان در پاسخ به نظرات مشتریان می گویند :

جناب ح سین ، شیوه ی تست ضریب هوش افراد می بایست توسط سازمان ها و نهادهای ذی ربط تایید شده باشد . که در غیر این صورت فاقد هر گونه اعتبار خواهد بود و با برگزار کنندگان آن نهاد برخورد خواهد شد .

 

در رابطه با اظهارات خانم میم هم عرض کنم که بدون مدرک نمی توان هیچ عامل خارجی را محکوم نمود . بنابراین می بایست شما مدارک محکمه پسند خودتان را علیه مجله ی مرحوم صابری تقدیم دادگاه کنید . همچنین عدم صداقت در زوجه نسبت به نام خودش هرگز نمی تواند دلیلی برای فسخ نکاح محسوب شود . بر اساس ماده ی 1123 قانون مدنی، عوامل و عیوب زن برای فسخ نکاح از طرف مرد از قبیل ذیل می باشند : قرن ، جذام ، برص ، افضاء ، زمین گیری و نابینایی از هر دو چشم . و نیز طبق ماده ی 1124 همان قانون عیوب زن در صورتی موجب حق فسخ برای مرد است که عیب مزبور در حال عقد وجود داشته باشد .

 

اما در راستای خانم شین باید متذکر شوم که چنانچه اعضای اتحادیه ی صنف پرتقال فروشان مقیم مرکز ، برای دستگیری ایشان حکم مراجع قضایی را در اختیار نداشته اند مرتکب جرم شده و حتی عمل آن ها می تواند از مصادیق آدم ربایی تلقی شود .

 

خطاب به جناب عین هم عرض کنم که فقه اسلامی در بسیاری موارد برابری حقوق اجتماعی زن و مرد را رد کرده و برای هر یک حقوق متناسب با جنسیت و احوالات آن ها در نظر گرفته است .

 

خطاب به فرد ناشناس هم عارضم که اگر تملک حجره ی جدیدشان را در مراکز رسمی به ثبت نرسانند مالکیت ایشان دچار بطلان اعمال حقوقی خواهد شد .

 

و در آخر متذکر شوم که در صورت وجود یک شاکی خصوصی ، پرونده ی جناب میم نون هم قابل پیگری است .

 

با تشکر

مدیر ستاد تحقیقاتی بررسی سن پرتقال فروش ( SPF )

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 1:53  توسط مدیریت spf  |