شعار هفته :
اگر خدایی ناکرده ! ادعای روشنفکری و آزاد اندیشی کرده اید ، خواهشا ظرفیت خود را بالاتر ببرید .
نقطه سر خط
در راستای عملیات گسترده ی مدیران اجرایی ستاد در اطراف پرتقال فروشی باهار نارنج تایرها و شیشه های بولدوزر اعزامی ستاد دچار آسیب دیدگی جدی گشته است . لذا تا اطلاع ثانوی امکان کمک رسانی به احداث گران خندق در سطح معابر عمومی و پیاده رو های خیابان های شلوغ وجود ندارد !
و اما پرتقال های به فروش رفته :
نام پرتقال فروش : حامد
حرفه ی اصلی : دندانپزشکی
نشانی پرتقال فروشی : اینجا
علاقه مندی ها :
-
مهاجرت به کانادا
-
مهاجرت به کانادا
-
فراگیری گیتار !
ویژگی های اخلاقی : غیر قابل ذکر !!!
معرفی نامه :
دکتر حامد الف ، پرتقال فروشی است حرفه ای و کهنه کار . او از نخستین کسانی است که توانسته است به تنهایی بر خاک پوک رژه رفته و با آقای چهار ملاقاتی شبانه داشته باشد ! با این وجود او پرتقال هایش را به کشورهای بیگانه ای چون آلمان و فرانسه نیز صادر کرده و از خاطرات صدارت اعظمی خود چاخان ها گفته است !!! همچنین به گزارش خبرنگار اعزامی ستاد ، یکی از مشتریان قدیمی دکان حامد ، به نام آقای میم ! در رابطه با نحوه ی برخورد این پرتقال فروش با مشتریان چنین می گوید :
_ بارها دیده ام که این پرتقال فروش بی رحم مشتریانی را که نسبت به قیمت بالای پرتقال ها اعتراض داشتند و یا مشغول به چانه زنی بوده اند را بمباران! و آن ها را با زخم و زبل های فراوان راهی بیمارستان کرده است .
با این وجود گفته می شود که ساکنان ساختمان روبرویی از دقت و حساسیت ایشان نسبت به ریزش سنگ های ساختمان تشکر و قدردانی کرده اند !!!
این گران فروش هم اکنون یک کتاب با نامی شبیه به ( پرتقال فروشی قشنگ نیست! ) را در دست چاپ دارد .
و اما از خبری که هم اکنون به دست یکی از خبرنگاران مجرب ستاد رسیده است مطلع شوید :
گزارشات حاکی از آن است که به محض ادعای اخیر جناب حامد مبنی بر بازگشت آن هم با خبرهای خوب! خبرنگار همواره فضول spf تحقیقات گسترده ی خود را آغاز کرده و پس از چند روز مکاشفه و مباحثه توانست از زیر و زبر خبر معهود مطلع شود ! او پس از اخذ مبلغ هنگفتی از مدیران ستاد بالاخره این خبر را فاش کرد و این گونه گفت :
_ خبر خوبی که جناب حامد اخیرا از آن دم زده است چیزی نیست جز پیدا شدن گمشده در بزرگراه ...!
و اما بشنوید از اظهارات مشتریان در غرفه ی وقت گذرانی :
آقای ز : ایشان طی اقدامی بی سابقه به جناب حامد اتهامی سنگین وارد کردند! در همین راستا وکیل مدافع آقای حامد ادعا کرده است که این وصله ها به موکلشان نمی چسبد و جناب ز باید در دادگاه پاسخ گو باشد .
خانم پ : این مشتری دروغ را عامل اصلی گران فروشی در بین پرتقال فروشان می داند و ادعا کرده است که دیگر حاضر نیست در ایران پرتقال خریداری کند! ایشان همچنین پرتقال فروش ما را تهدید به بروز مشکلات خاص و پیچیده ای کرده است که در صورت عدم کاهش قیمت ها ایجاد خواهد شد !
آقای عین ح : ایشان نیز بر اتهام آقای ز پافشاری ورزیده و مدعی شده اند که قصد به چالش کشیدن جناب حامد را دارند !
خانم میم : خانم میم با جسارت تمام اعلام کرد که دست هایش را با خانم پ در یک کاسه گذاشته است و از آقای حامد خواسته که تهدیدات اخیر را جدی بگیرد .
فردی ناشناس با شناسه ی نگاهی نو ، نیز در رقابت با خانم میم و جهت به چالش کشاندن هرچه بیشتر جناب حامد ، خود را از فدائیان گروهک مخوف اتهام چسبانی اعلام کرده اند و همچنین برای عدم نفوذ مو در لای درز عملیات اخیرشان ! در اقامتگاه آینده ی جناب حامد ( کانادا ) مستقر شده اند.
خانم الف : ایشان نیز که به نظر می رسد جاسوس اعزامی آقای حامد باشند اطلاعات دست اولی را بدست آورده اند . خانم الف پیش بینی می کند که عملیات اخیر در خیابان میرداماد صورت خواهد گرفت! لذا دشمنان احتمالی را تشویق به رفت و آمد در این خیابان کرده است ، آن هم با تاکسی!
واو : واو از همان قربانیانی هستند که بر اثر اعتراض به قیمت بالای پرتقال ها راهی بیمارستان شده اند! به گزارش خبرنگار فضول ستاد ، دائی ایشان نیز زمانی هدف آماج بمب های آقای حامد قرار گرفته و به سرعت به سمت فرانسه متواری شده است .
جناب الف هم معتقد هستند که حامد نباید از عملیات در حال وقوع ترسی به دل راه دهد بلکه بهتر است بعدها تجربیات این عملیات را هم به رشته ی تحریر درآورد .
آقای صفا : ایشان به طرزی مشکوک و البته کاملا محرمانه از ویژگی های بمب هایی گفته اند که قرار است به زودی بر سر جناب حامد بی زبان فرود آیند . این اوصاف عبارتند از : پیدایش ابری خاکستری و سرما زا پس از انفجار بمب . جناب صفا زمان عملیات را فصل پاییز تخمین زده اند !
خانم نون هم در حین تمرین برای عملیات اخیر آقای حامد را تهدید می کنند .
فردی ناشناس با شناسه ی افرا و پاییز : ایشان نام فرمانده ی عملیات را فاش کرده و نیز اتهامتی هم به مدارس غیر انتفاعی و تلویزیون ملی وارد کرده اند که قابل پیگیری است .
یکی دیگر از قربانیان زخم و زبل خورده به نام رضیه : ایشان در وضعیتی بحرانی و وخیم مشغول هذیان گویی بودند که از هوش رفتند !
خانم سین : این خانم جمله ای بسیار مجهول المعنا و مشکوک الاحوال بیان کرده اند که کارشناسان اعزامی ما کماکان مشغول بررسی و کنکاش آن می باشند !!!
خانم ب نون ( پرتقال فروش قبلی ) : ایشان شدیدا مشغول گریه کردن بودند و نتوانستند چیزی به زبان بیاوردند . ( لازم به ذکر است که افراد ستاد spf به ایشان دستمال کاغذی تعارف کردند ولی ایشان نپذیرفتند !!! )
آقای ب : ایشان از رزمایش گروهک مخوف اتهام چسبانی خبر داده و به جناب حامد هشدار داده اند که این گروهک هیچ گونه مسئولیتی در قبال دندان های شکسته ی دیگران ندارد !
جناب متکلم : به نظر می رسد که او نیز از اعضای گروهک باشد . در عین حال از افزایش تعداد جاسوسان موتور سوار آقای حامد خبر می دهد و همچنین از استمرار رزمایش های مداوم گروهک اظهار نارضایتی کرده است .
و در آخر آقای عین به پرتقال فروش گران فروش ما پیشنهاد تبادلات نامعلومی داده اند که محتویات آن بر ما هویدا نیست .
نتیجه گیری :
ستاد تحقیقاتی spf پس از بررسی های میدانی و چند جانبه ی خود و با کمک جرثقیل های اهدایی انجمن مبارزه با پرتقال فروشان مقیم مرکز! نتایج تفحصات و کنده کاری های شبانه روزی خود را اعلام می دارد :
با توجه به شواهد و مواهد به دست آمده ، جناب حامد خان پرتقال فروش به علت پرتاب بی وقفه ی پرتقال های گندیده اش به سمت سایرین و نیز اقدامات خلاف قانون خود ، شخصا سبب پدید آمدن دشمنان متعدد و غضبناکی شده است که امروز با نام مستعار ( گروهک مخوف اتهام چسبانی ) هدف اصلی و غایی خود را سرنگونی این پرتقال فروش به همراه پرتقال هایش می دانند .
برخی از اقدامات و پرتقال پرانی های آقای حامد عبارتند از :
_ رد و بدل کردن مشروبات الکلی در مجالس و به هم ریختن مجلس عروسی آشنایان !
_ همکاری در عملیات مخوف جعل امضای استاد بخش ارتودنسی !
_ توهین و افترا به شهرداری محترم منطقه ی فلان! آن هم به خاطر یک درخت ناقابل!!!
_ توهین و تمسخر مدیر اجرایی کنگره ی سالانه ی چهل و هشتم ، که منجر به شکایت ایشان از آقای حامد نیز گشته است .
و بسیاری اقدامات ناجوانمردانه ی دیگر که به دلیل مسائل امنیتی حفاظتی از بیان آنها معذوریم .
با تشکر
مدیریت ستاد تحقیقاتی بررسی سن پرتقال فروش ( spf )